صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 48
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
مىداند « 1 » ، كه اين تاريخ با توجه به رسائلى كه صائن الدين بعد از آن نوشته است ، نمىتواند درست باشد . براى نمونه تحفهء علائيه را در سال 831 به رشتهء تحرير كشيده است و رسالهء مبدأ و معاد را در سال 832 . علاوه بر اين ، سال 830 سالى بود كه احمد لر شاهرخ را كارد زد « 2 » و به دنبال آن عدهاى تحت تعقيب و مجازات قرار گرفتند كه از آن جمله صائن الدين زمانى را در حبس و تبعيد و آزار گذراند ، تا پس از مدتى ، ديگر بار مورد توجه شاهرخ قرار گرفت . ماجراهايى كه در آن ايام بر او رفت - چنان كه بعد از اين گفته آيد - بيش از آن بود كه همگى در همان سال اتفاق افتاده باشد . بخصوص كه در نفثة المصدور دوم ، به پنج سال تحير و سرگردانى و نوايب گوناگون دهر اشاره مىكند كه بعد از كارد خوردن شاهرخ ، براى او پيش آمده است و از طولانى شدن آن ايام شكايت دارد . « 3 » شايد كتابت مشابه رقم « 5 » و « 0 » در نوشتههاى كهن ، موجب اشتباه خواندمير شده است . محمد تقى بهار مىگويد كه نسخهء خطى صحيحى از حبيب السير داشته كه فوت صائن الدين در آن به سال 836 مضبوط بوده است . « 4 » گويا در مجموعه رسائل صائن الدين « 5 » هم كه به خط شاگرد اوست ، درگذشت وى به سال 836 ضبط شده است كه قابل درنگ است . البته نبايد از نظر دور داشت كه اگر وفات او چنان كه مؤلف مجمل فصيحى نوشته است ، در نيمهء ذىحجهء 835 اتفاق افتاده باشد ، با سال 836 تنها دو هفته فاصله دارد و محتمل است خبر درگذشت او را با دو هفته تأخير شنيده باشند . حسن بيك روملو ، مورخ دورهء صفويه ، مرگ صائن الدين را جزو وقايع سال 837 ه ذكر مىكند « 6 » كه با توجه به تأخّر زمانى وى و عدم تواتر اين قول ، پذيرفتنى نمىنمايد . 4 . شرح حال آنچه از تراجم و تذكرهها دربارهء صائن الدين مىتوان به دست آورد ، بسيار اندك است
--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 9 - 10 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 553 . ( 3 ) . چهارده رساله ، ص 199 . ( 4 ) . سبكشناسى ، ج 3 ، ص 235 . ( 5 ) . مجموعهء مب ، ورق 103 . ( 6 ) . احسن التواريخ ، ص 205 .